کشف شوکه کننده: راز کودکان در دل دیوارهای ارگ بم
لحظات پس از زلزله مهیب بم در سال 1382، دورانی پر از درد و رنج برای مردم این دیار بود. اما در کنار آوارهای شهر، در دل بزرگترین سازه خشتی جهان، یعنی ارگ بم، رازی باستانی به آرامی سر برآورد که بهت و حیرت باستان شناسان را برانگیخت [[1]]. این کشف، که بعدها به گورستان ایستاده کودکان مشهور شد، یکی از بحث برانگیزترین و در عین حال غم انگیزترین یافته های باستان شناسی ایران در سالیان اخیر است [[5]].
پس از زلزله، تیم های ارزیابی خسارت به ارگ بم اعزام شدند تا میزان تخریب را بررسی کنند. در میان این تیم ها، باستان شناسانی نیز حضور داشتند که وظیفه مستندسازی و حفاظت از میراث فرهنگی را بر عهده داشتند. خانم نرگس احمدی، یکی از باستان شناسان برجسته در این تیم، اولین کسی بود که در حین بررسی آوارهای فروریخته دیوارهای ارگ، با بقایای استخوانی مواجه شد [[17]]. در ابتدا گمان می رفت که این استخوان ها متعلق به حیوانات باشند، اما با بررسی های دقیق تر، هویت انسانی آن ها تأیید شد و این گونه بود که اولین سرنخ از معمای ارگ بم به دست آمد [[1]]. پیگیری های اولیه نشان داد که این بقایا متعلق به کودکان خردسال هستند که به شکلی غیرمعمول در دل دیوارها دفن شده بودند.
ابعاد و شگفتی های تدفین های دیواری
کشف اولیه تنها نوک کوه یخ بود. با ادامه کاوش ها و بررسی های دقیق تر، تعداد اجساد کشف شده به تدریج افزایش یافت و از چند مورد انگشت شمار، ابتدا به 12 و سپس به 68 کودک رسید [[6]]. این کودکان غالباً در محدوده سنی 1 تا 5 سال قرار داشتند، هرچند گزارش هایی نیز از یافت شدن بقایای نوزادان به گوش رسید [[1]]. آنچه این کشف را بی نظیر می ساخت، شیوه تدفین آن ها بود. این کودکان نه در زمین، بلکه به صورت ایستاده یا نشسته در میان خشت ها و چینه دیوارهای ارگ بم جای داده شده بودند [[17]].
این روش دفن، منجر به مومیایی شدن طبیعی برخی از این اجساد شده بود که اطلاعات ارزشمندی را برای باستان شناسان فراهم می آورد [[21]]. خشکی هوای منطقه بم و جنس خاص مصالح به کار رفته در دیوارها، شرایط ایده آلی را برای حفظ بافت های نرم بدن در طول قرن ها ایجاد کرده بود. این تدفین ها عمدتاً در حصارهای خارجی ارگ، به ویژه در ضلع های غربی و شرقی صورت گرفته بودند [[1]].
شیوه های پنهان سازی و متدهای تدفین در خشت
پدیده گورستان ایستاده کودکان در ارگ بم، با شیوه های خاص تدفین و ابهامات عمیق پیرامون آن، همچنان یکی از بزرگترین معماهای باستان شناسی ایران باقی مانده است. بررسی ها نشان داد که شیوه دفن کودکان در دیوارهای ارگ بم به سه شکل اصلی انجام شده بود که هر کدام حکایت از رویکردی متفاوت یا دوره ای خاص داشت [[17]]:
- نوع اول: کودکان بسیار کوچک و نوزادان به طور کامل در چینه ی دیوارها جای داده شده بودند. به عبارت دیگر، خشت های دیوار گویی نقش تابوت را برای این کودکان ایفا می کردند و بدنشان به گونه ای در میان خشت ها قرار گرفته بود که امکان جدا کردنشان به راحتی وجود نداشت. این شیوه، نشان دهنده تدفینی منظم و با برنامه بود [[17]].
- نوع دوم: این روش شامل برداشتن بخشی از خشت ها و ایجاد فضایی برای جایگذاری کودک در میان آن ها بود. این روش نیز حاکی از نوعی برنامه ریزی و آیین خاص بود، هرچند ممکن است کمی انعطاف پذیری بیشتری در نحوه دفن فراهم می کرده باشد [[17]].
- نوع سوم: در این حالت، اجساد در گودی هایی که پس از تخریب یا فروریختن بخشی از دیوارها ایجاد شده بود، جای می گرفتند. این نوع تدفین احتمالاً به دوره های متأخرتری بازمی گردد، شاید زمانی که ارگ بم دیگر کاربری مسکونی نداشت یا در معرض تخریب و ویرانی قرار گرفته بود [[1]].
معمای جنسیت، نژاد و نقوش مرموز روی کفن ها
یکی دیگر از یافته های شگفت انگیز در گورستان ایستاده کودکان، وجود نقش ونگارهایی بر روی برخی از کفن ها بود. این نقوش، با توجه به زمان احتمالی تدفین و سنت های اسلامی، بسیار غیرعادی به نظر می رسیدند، زیرا وجود نقش بر روی کفن در شریعت اسلام جایی ندارد [[1]]. این امر، فرضیه تعلق این کودکان به اقلیت های مذهبی یا آیینی خاص را که در دوره هایی در ارگ بم زندگی می کرده اند، تقویت می کند.
اما بزرگترین راز، نتایج آزمایش های دی ان ای بود. در کمال حیرت، تمامی کودکانی که بقایایشان مورد آزمایش قرار گرفته بودند، پسر بودند [[18]]. این یافته، سؤالات بنیادینی را درباره وجود یک آیین پسرکشی یا نوع خاصی از قربانی در گذشته بم مطرح می کند. علاوه بر این، نتایج آزمایش های ژنتیکی نشان داد که اکثر این کودکان از نژاد هندی و اروپایی بودند، که پیچیدگی معمای ارگ بم را دوچندان می کند و به تنوع فرهنگی و قومی ساکنان این ارگ در طول تاریخ اشاره دارد [[1]].
چرا تحقیقات متوقف شد؟ سکوت معنادار متخصصان
با وجود اهمیت بی نظیر این کشف و پتانسیل آن برای روشن کردن ابعاد ناشناخته ای از تاریخ ایران باستان، تحقیقات جامع و نتایج نهایی مطالعات هرگز به صورت عمومی منتشر نشد. این سکوت مرموز، خود به یکی از ابهامات اصلی ماجرا تبدیل شده است. مریم نعیمی، یکی از باستان شناسانی که از نزدیک با اجساد کشف شده مواجه شده و از آن ها عکاسی کرده بود، این سکوت را ناشی از نوعی خودآگاهی دانسته و اظهار کرده است که گویی همگی تصمیم گرفته اند چیزی نگویند [[1]].
فرضیه های مختلفی برای این سکوت مطرح شده است. شاید به دلیل نزدیکی زمان کشف به زلزله مهیب بم، تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از تضعیف روحیه مردم داغ دیده، این اخبار مسکوت بماند. اما این توجیه، عدم پیگیری های بعدی در سالیان متمادی را توضیح نمی دهد. حتی حضور باستان شناسان ژاپنی، که از بزرگترین حامیان پروژه نجات بخشی و مرمت ارگ بم بودند و تحقیقات مستقلی را آغاز کردند، نیز به گشایش این راز کمکی نکرد و نتایج کار آن ها نیز هرگز به صورت عمومی اعلام نشد [[1]].
فرضیه ها و تئوری ها: کاوشی در عمق تاریخ و باورها
فرضیه محاصره قاجار: تئوری اضطراری یا توجیهی ساده؟
یکی از اولین و رایج ترین گمانه زنی ها پس از کشف اجساد، به دوران محاصره طولانی و سخت ارگ بم توسط آغا محمد خان قاجار بازمی گشت. در این دوره، ارگ بم شاهد قحطی، بیماری و تلفات جانی گسترده ای بود، به ویژه در میان خردسالان و سالخوردگان [[1]]. تصور می شد که مردم به دلیل اضطرار و عدم امکان دفن مردگان در گورستان های خارج از ارگ، ناچار به دفن اجساد در داخل دیوارها شده بودند. با این حال، شواهد به دست آمده از تحقیقات باستان شناسی به تدریج این فرضیه را تضعیف کرد. نظم و ترتیب در تدفین ها، قدمت های متفاوت اجساد، وجود نقوش بر روی برخی کفن ها و نتایج آزمایش های ژنتیکی که به نژادهای متفاوت و تنها جنسیت پسر اشاره داشت، همگی با یک تدفین اضطراری و شتاب زده همخوانی نداشتند [[1]].
دفن زندگان: کابوسی از گذشته های دور
یکی از ترسناک ترین فرضیه های مطرح شده، احتمال زنده به گور شدن برخی از کودکان بود. در همان روزهای اولیه کشف، گزارش هایی از مشاهده نشانه هایی همچون چنگ زدن به خاک یا پاره کردن کفن در بقایای برخی از کودکان به گوش رسید [[1]]. در دوران باستان و حتی تا قرن های اخیر، به دلیل دانش اندک پزشکی، پدیده ای به نام کاتالپسی (نوعی حالت بی حسی و بی حرکتی که شبیه مرگ است) می توانست منجر به دفن تصادفی افراد زنده شود. در مورد ارگ بم نیز، اگرچه این احتمال برای تمام اجساد قابل تعمیم نیست، اما وجود چنین نشانه هایی در حداقل دو مورد، این فرضیه را به عنوان یکی از لایه های معمای ارگ بم، قابل تأمل می سازد [[1]].
آیین های باستانی: قربانی کودکان یا رسم پسرکشی در ایران؟
شاید بحث برانگیزترین و در عین حال عمیق ترین تئوری، به احتمال وجود یک آیین باستانی قربانی کردن کودکان یا رسمی خاص مانند پسرکشی بازگردد. این تئوری، با توجه به اینکه تمامی کودکان کشف شده پسر بودند، وزن قابل توجهی پیدا می کند.
تاریخ بشر مملو از شواهد کودک کشی و قربانی کردن کودکان در تمدن های مختلف است. در دوران باستان، تمدن هایی نظیر آزتک ها، مایاها، کارتاژها، و حتی برخی جوامع یونانی و رومی، به اشکال مختلفی اقدام به قربانی کردن کودکان می کردند [[1]]. در شمال پرو، باستان شناسان بقایای 140 کودک را کشف کردند که شواهد محکمی از قربانی شدن آیینی آن ها را نشان می داد. آزتک ها کودکان را برای خدای باران خود، تلالوک، قربانی می کردند و حتی در برخی مراسم، برای تحریک گریه کودکان، ناخن هایشان را می کشیدند تا خدای باران با اشک آن ها سیراب شود [[1]]. اینکاها نیز در آیین هایی خاص، کودکان را در ارتفاعات سرد کوهستان ها رها می کردند تا با سرمازدگی جان دهند، یا با ضربه ای به سرشان آن ها را قربانی می ساختند، مانند مومیایی مشهور خوانیتا [[1]]. این شواهد بین المللی نشان می دهد که پدیده قربانی کودکان، اگرچه شنیع و هولناک، در بسیاری از نقاط جهان و در برهه های مختلف تاریخ وجود داشته است و نمی توان احتمال وقوع آن را در جوامع کهن دیگر، از جمله فلات ایران، به طور کامل رد کرد.
در مورد ایران باستان، شواهد مربوط به قربانی کردن انسان بسیار اندک و پرمناقشه است. ادیان اصلی ایران، به ویژه آیین مزدیسنا، هرگونه خشونت علیه انسان را منع می کردند. با این حال، برخی روایات تاریخی و کشفیات باستان شناسی، نکات قابل تأملی را مطرح می کنند. هرودوت، مورخ یونانی، در آثار خود به مواردی از قربانی انسان توسط سکاها و حتی خشایارشا اشاره می کند [[1]]. به علاوه، کشفیات باستان شناسی در شهر سوخته سیستان، از جمله قبرهای دسته جمعی و بقایای کودکانی که در ظروف سفالی دفن شده اند، نیز شواهدی احتمالی از وجود رسوم خاص تدفین یا حتی قربانی را در برخی جوامع کهن ایران مطرح می کند [[1]].
ارگ بم: میراث جهانی و پازل عجایب ایران
ارگ بم با قدمتی حدود 2500 سال، از دوران هخامنشیان تا اواسط سده سیزدهم هجری شمسی، همواره پویا و مسکونی بوده است [[1]]. این بنای عظیم، با وسعتی بالغ بر 180 هزار متر مربع، نمادی از نبوغ معماری و شهرسازی ایرانیان در طول تاریخ است. برج و باروهای بلند و دیوارهای مستحکم آن، نه تنها امنیت ساکنانش را تأمین می کردند، بلکه با دسترسی به منابع آب، باغات و مزارع داخلی، امکان مقاومت در برابر محاصره های طولانی را نیز فراهم می آوردند. ارگ بم به دلیل اهمیت تاریخی، فرهنگی و معماری بی نظیرش، در سال 2004 میلادی به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد [[1]]. کشورهایی چون ژاپن و ایتالیا، از جمله بزرگترین حامیان مالی و فنی این پروژه نجات بخشی بوده اند و همچنان نیز این طرح های مرمت و بازسازی با دقت و حساسیت فراوان ادامه دارد [[1]].
آنچه گورستان ایستاده کودکان ارگ بم را از سایر کشفیات باستان شناسی متمایز می کند، بی سابقه بودن شیوه تدفین آن است. تاکنون در هیچ محوطه باستان شناسی دیگری در جهان، شواهدی از دفن منظم و ایستاده کودکان در دل دیوارها کشف نشده است. در مقابل، گورستان ایستاده ارگ بم، با نظم تدفین ها، محدودیت سنی و جنسیتی اجساد و جایگذاری خاص در خشت ها، پدیده ای کاملاً منحصر به فرد است و برگ جدیدی به کتاب تاریخ شیوه های تدفین و آداب و رسوم باستانی می افزاید [[1]].
نتیجه گیری: رازهای پابرجا و انتظار برای روشنایی
گورستان ایستاده کودکان ارگ بم، همچون رازی سر به مهر، از پس سال ها سکوت و پس از زلزله ای مهیب، خود را به رخ کشید. این کشف بی نظیر، از همان ابتدا ابهامات فراوانی را در دل خود پروراند و با وجود کنجکاوی های اولیه، در هاله ای از سکوت فرو رفت. آنچه اکنون می دانیم، محدود به چند یافته اصلی است: ده ها کودک خردسال، عمدتاً پسر، به شیوه ای منحصر به فرد در خشت ها و دیوارهای ارگ دفن شده اند. برخی از این اجساد به طور طبیعی مومیایی شده و برخی دیگر نشانه هایی از تدفین اضطراری یا حتی زنده به گور شدن را در خود دارند.
نظریه های مطرح شده، از محاصره قاجار تا قربانی کردن کودکان و رسم پسرکشی، هر یک به نوبه خود کوشیده اند تا پرده از این معمای پیچیده بردارند، اما هیچ یک نتوانسته اند پاسخی جامع و بی ابهام ارائه دهند. برای دست یافتن به حقیقت، نیاز به ادامه تحقیقات بی پرده و بی طرفانه است. شاید روزی، با پیشرفت علم و عزم راسخ پژوهشگران، راز این کودکان مظلوم آشکار شود و هر خشت ارگ بم، داستان کامل خود را بازگو کند.
دیگر کاربران سایت این مطالب را نیز دوست داشته اند
- 1. گذر مدرنیته بر مقابر زیر زمینی پاریس
- 2. گشت و گذار در شهر – راهنمای کامل برای شهرگردی بهتر
- 3. سفر به ناشناخته ها – لذت کشف مقاصد پنهان و بکر
- 4. مبدا پروازهای پاریس از ایران: راهنمای شهرهای پروازی